این کاراتو که میبینم یاد مورچه ها میفتم!!!
چند وقته عادت کردی هربار میریم خونه مادرجون به عمو محمد گیر میدی که بره اسباب بازیهای بچگیشو واست بیاره بازی کنی...آخر شبم که برمیگردیم خونه یکیشونو برمیداری میگی اینو من با خودم میبرم! الان خونمون پر شده ازشون!
مثل مورچه ها که دونه هاشونو یه جا جمع میکنن، تو هم اسباب بازیهای محمدو جمع کردی اینجا.منم بهت یاد دادم هردفعه یه اسباب بازی ببری تا اجازه بدم یه دونه دیگه بیاری...خدا روشکر که قبول کردی

این تریلی هم مال محمده....دو دستی هم چسبیده بهش!یه وقت از دست ندیش!!!

مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی


این کاراتو که میبینم یاد مورچه ها میفتم!!!
